آلوچه خانوم

Posted in Uncategorized by آلوچه خانوم on اکتبر 7, 2005

حالم خوب است . مدتها بود اين ريختی نبودم . يک دوست قديمی داره بهم جرات می ده تا به چيزهايی که سالهاست به تعويق انداخته ام درست فکر کنم . بجای اينکه به فکر کردن بهشان فکر کنم به خودشان نگاه کنم. ممنونم همخونه عزيز .
تولدم خوش گذشت . خوش بودم . همه چيز طور ديگه ای بود . بيشتر از اونکه اين حس رو داشته باشم اين شب و فرداش مال منه از اينکه بهانه ای پيش اومده برای خوش گذروندن , خوشحال بودم . شايد اين خاصيت سن و سال باشه , شايد مال حال اين روزهای من… نمی دونم ! … چند قطره بارونی که ديروز وقتی هوا تازه تاريک شده بود روی سر و صورتم باريد آخر ين کادوی خوشگل 14 مهر امسال بود. 32 سالم تموم شد .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: