آلوچه خانوم

Posted in Uncategorized by آلوچه خانوم on ژوئن 20, 2005

وقتی نتايج اعلام شد مطمئن بودم بقيه اش به من مربوط نمی باشد . اما نمی خوام عذاب وجدان همراه نشدن يک عمر مثل خوره روحم رو بخوره . روز جمعه مثل يک بیسواد پای اون برگه رو انگشت می زنم و يک برگ حق و سهمم رو به خواهر کوچکم می بخشم تا ازوحشت تکرار قصه هايی که از نوجوانی مون براش تعريف کرديم چيزی رو که فکر میکنه درسته روش بنويسه


من هم هستم
زودتر تصميم گرفتم چون فکر می کنم بايد عجله کرد زودتر تصميم گرفت . تصميم رواعلام و تبليغ کرد . فرصتی نمونده


———————-


توضيح غير ضرورِی : نمی دونم از دوهفته پيش سر اين وبلاگ چی اومده که اسم member مورد نظر زير هر پست با يونيکد بالا نمی ياد . هر کاری کردم سر درنياوردم از اونجايی که با وجود غيبت طولانی آقای همخونه در اين صفحه اين وبلاگ به هر حال يک وبلاگ دو نفره است پايين هر پست يه نام member رو تايپ می کنم .
همين .




آلوچه خانوم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: