آلوچه خانوم

Posted in Uncategorized by آلوچه خانوم on ژوئن 16, 2005

خبر های خوبی از اينور و اونور می رسه … کسانی که تا چند روز پيش به حساسيت انتخاباتی ماها می خنديدند حالا می خوان بيان پای صندوق … کسانی رو می شناسم که وقتی رای اولی بودند شمع روی کيک 15 سالگی شون رو توی زندان قزل حصار فوت کردند و تا حالا رای ندادند و يه جورايی فردا 40 ساله ای رای اولی خواهند بود … پريروز به خواهرم می گفتم مردم ما حتی لحظه آخر هم می تونن سرنوشت از پيش تعيين شده رو تغيير بدن … می خواهيد بگيد چون احساساتی اند ؟ غیرقابل پيشبينی هستند ؟! … هستند به اضافه خيلی چيزهای ديگر … ديدن بعضی از همراهی ها خيلی دلچسبه … همين درسته … راهش همينه … هفته پيش رو يادتون می ياد؟ به آسانی خوردن يک ليوان آب به جام جهانی صعود کرديم … هيچ فکر کردين چرا اين دفعه اينقدر بی استرس و سرراست صعود کرديم … چون فهميده بوديم که همينطوری نمی شه … یه مربی باسواد مربيگری می خواستیم که بايد به اندازه کافی هم بهش زمان می داديم … بايد از وحيد هاشميان دلخور که قهر کرده بود دلجويی می کرديم تا قهر رو کنار بذاره … بايد از فريدون زندی می خواستيم یه کمی به تابعيت ايرونی شناسنامه اش فکر کنه … بايد اون 30 تا خانوم با چنگ و دندون خودشون رو به سکوها می رسودنند و صدای تيزشون ازبين اون همهمه به گوش می رسيد و با روسری های سفيدشون می درخشيدند … بايد محمد خاتمی در کسوت رئيس جمهوری به ديدن بازی می اومد … همچين تيمی هيچی برای صعود کم نداشت … و ما صعود کرديم به زيبايی … جشن گرفتيم به زيبايی … می دونيم که قرار نيست بريم قهرمان جام بشيم … موقعيت واقعی مون رو توی فوتبال دنيا می دونيم … حداکثر آرزوی ما در حال حاضر در خوشبینانه ترين وضعيت صعود از دور مقدماتی می تونه باشه … ولی می دونيم که صرف اين حضور فوتبال ما پيشرفت خواهد کرد … اين يه واقعيت غير قابل انکاره …. حالا امروز بعد از يک هفته … در آستانه يک گردهمآيی ملی ديگه … من و تو بايد برازنده رای که می ديم باشيم … يادمون باشه … ما داريم می ريم به يه طرز تفکر رای بديم … من اينجا چند قدم مونده تا پايتخت … دوست چهل ساله رای اولی ام توی تهران … پسری که توی بند زنان اوين سال 62 به دنيا اومد و از کل بودن در آغوش پدر فقط يه عکس وقت ملاقات براش به يادگار براش مونده
…. تو و تو و تويی که اون سر دنيا دنبال شعبه اخذ رای می گردی و …. همه مون بايد بياييم … می دونيم قرار نيست در صورت برنده شدن 4 سال خوش خرم زندگی کنيم . مهمونی ای در کار نيست . چهار سال پرتنش و سخت درپيش داريم … اما آخر اين 4 سال مطمئن باش سهم من و تو از پيشرفت دموکراسی , پس اندازی قابل قبول خواهد بود … می گی نه ؟ نگاهی به دور و برت بنداز… 8-9 سال پيش رو که يادت می ياد … می خوای آيه ياس بخونی و بگی که ما رو که توی جام جهانی برزيل لوله می کنه … نگاه عاقل اندر سفيه کنی و بپرسی که پس اين همه خوشحالی برای چيه ؟ … من می گم تا نريم جام جهانی شانس محک زدن خودمون رو جلوی برزيل پيدا نمی کنيم … اصلا ديده نمی شيم تا حتی بخواهيم قدر حريف يه بازی دوستانه به حساب بيايم و جدی گرفته بشيم

آلوچه خانوم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: